طریقه خواندن نماز غفیله

با عرض سلام و خسته نباشید لطفاً طریقه خواندن نماز غفیله و ثواب آن را کامل توضیح دهید.

عرض سلام خدمت شما؛ پاسخ در دو مرحله تقدیم می‌شود:
اول. کیفیت خواندن نماز غفیله:
یکى از نمازهاى مستحبّ نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود. این نماز دو رکعت است که در رکعت اوّل آن، بعد از حمد باید به جاى سوره، این آیه را بخوانند:
«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ».
و در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، این آیه را بخوانند «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ».
و در قنوت آن بگویند: «اللَّهُمَّ إِنِّی اسْأَلُکَ بِمَفاتِحِ الْغَیْبِ الَّتِى لا یَعْلَمُهَا الَّا انْتَ انْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْ تَفْعَلَ بِی کَذا وَ کَذا» و به جاى کلمه «کذا و کذا» حاجت هاى خود را بگویند و بعد بگویند: «اللَّهُمَّ انْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ الْقادِرُ عَلَى طَلِبَتِى تَعْلَمُ حاجَتِى فَأسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَیْتَهَا لِی».[1]

دوم. ثواب و فضیلت خواندن نماز غفیله:
در روایات شیعه برای نماز غفیله ثواب و فواید بسیاری بیان شده که ما در این جا به برخی از آنها اشاره می نماییم:
1. نماز بین نماز مغرب و عشاء بسیار فضیلت دارد و آن نماز توبه‏ کنندگان است و در روایت وارد شده که به آن نماز «غفیله» می گویند... و ثواب این نماز نزد خدا از گرفتن روزه بیشتر است.[2]
2. امام صادق (ع) از پدرش و او از پدرانش (ع) روایت نموده که پیامبر خدا (ص) فرمود: «در ساعت غفلت نماز نافله گزارید هر چند که دو رکعت نماز ساده باشد؛ زیرا آن دو رکعت سراى ارجمندى و بهشت را به دنبال آورد. عرض شد: اى پیامبر خدا! ساعت غفلت کدام است؟ فرمود: بین مغرب و عشاء (نماز غفیله).»[3]
3. هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «هر کس این دو رکعت را در بین نماز مغرب و عشا بخواند و به این دعا تبرّک جوید و حاجت خود را از حضرت حق طلب نماید خداوند حاجت او را بر آورده نماید و آن چه را خواهد به او کرامت کند».[4]

[1] خمینی، روح الله، توضیح المسائل (المحشى) ، ج ‏1، ص 430، م 775، مؤسسة نشر اسلامی، چاپ هشتم، قم، 1424 هـ ق.‏
[2] دیلمی، حسن، ارشاد القلوب الی الصواب، سلگى نهاوندى، على، ج‏1، ص 232، نشر ناصر، قم، چاپ اول، 1376 هـ ش.
[3] صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، حسن زاده، صادق، ص 115، ح 1، انتشارات ارمغان طوبى‏، تهران، چاپ اول، 1382 ش‏.
[4] بهایی، منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح، بسطامى‏، على بن طیفور، ‏ص 309، حکمت‏، تهران‏، چاپ ششم، 1384 ش‏.

برگرفته شده از اسلام کوییست

حکم وضو و غسل با لاک تلخ!

یکی از سوالات متداول در بحث وضو و غسل، مانعیت و یا عدم مانعیت لاک، برای تحقّق طهارت می‌باشد که در یک پاسخ کلی بیان می‌شود «هر آنچیزی که بر روی اعضای وضو دارای جِرم باشد مانع از تحقق وضو و غسل صحیح خواهد بود و باید آن را در حالت طبیعی برطرف کرد»[1]
البته اگر فردی تمام انگشتان پای خود را به غیر از یکی لاک بزند، برای وضو گرفتن می‌تواند بر روی همان انگشت که لاک ندارد مسح کند[2] منتها این مسئله مخصوص وضو هست اما برای غسل تمامی انگشتان پا نیز باید عاری از مانع باشد.
در اینجا در باب وضو، سوال متداول دیگری که پرسیده می‌شود این است که آیا لاک تلخی[3] که به ناخنها زده می‌شود نیز مانع محسوب می‌شود؟
در پاسخ به این سوال نیز گفته می‌شود اگر این لاک(تلخ) دارای جِرم باشد که ظاهرا هم هست، در این صورت همان حکم بالا در اینجا نیز وجود خواهد داشت و انجام غسل و وضو گرفتن با آن همانند سایر لاکها جایز نخواهد بود. این افراد می‌توانند لاک را بعد از کسب طهارت، به ناخنهای خود بزنند.

پی‌نوشت:
[1] رساله سیزده مرجع، دفتر انتشارات اسلامی، مسئله 290
[2] برگرفته شده از استفتائات مراجع معظم تقلید؛ البته بنابر فتوای آیت الله مکارم شیرازی احتیاطا انگشت عاری از لاک، انگشت کوچک پا نباید باشد:
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0&mid=36694

[3] لاک جلوگیری از جویدن ناخن

بهترين دعاي سفره چيست؟

دعاى خاصى براى سفره از معصومين(ع) وارد نشده است. حمد و شكر خداوند را به جاى آوردن بعد از غذا مستحب است. خواندن اين دعا مرسوم است. گرچه دليلى براى آن و يا اين كه حتما اين دعا را بايد خواند وجود ندارد «الحمد لله رب العالمين، هنيئا للآكلين و بركة للباذلين، زاد الله النعم، دفع الله النقم، بحرمة سيد العرب والعجم، اللهم تقبل هذا الاحسان من محسنها، بحرمة محمد و آل محمد و بحرمة سورة الفاتحة مع الصلوات». همان گونه كه ذكر شد اين دعا سندى ندارد و شما مى‏توانيد دعاى ديگرى بخوانيد و يا حتى به فارسى دعا كنيد.


به چند نکته توجه نماييد :
1- از اموری که در روايات فراوان برآن تاکيد شده و از آداب مسلم غذا خوردن است، گفتن بسم الله در اول غذا والحمد الله در آخر آن است.
2- در روايت آمده است که وقتی سفره را پيش روی پيامبر اسلام(ص) می گشودند؛ اين دعا را می خواندند:
سُبحانًک اللهُِمَ ما اَحسَنَ ما َتبَتلينا
ُسبحانَک ما اَکثََرَ ما تُعطِينا
سُبحانَکَ ما َاکثَر ما تُعافِينا
اللهم َاوسِع عَلينا و عَلی الفُقَراءِ المُؤمِنينَ و الُمؤمِناتِ و المُسِلمينَ و المُسلِماتِ
حليه المتقين؛ باب 3 ؛ فصل 5
در روایات وارد شده که قبل از غذا خوردن، بسم الله الرحمن الرحیم و در انتهای آن الحمد لله رب العالمین گفته شود. دعای خاصی در این باره وارد نشده؛ ولی در بین اهل علم و مؤمنان بعد از خوردن غذا، جملاتی را به صورت دعا (دعای سفره) ذکر میکنند که البته مضمون آن در روایات و دعاها هست. آن جملات این است:
الحمد لله ربّ العالمین هنیئاً للآکلین و برکةً للباذلین. الحمد لله الّذی یُطعِمُ و لا یُطْعَم و یَرزُقُ و لایُرْزَق، زاد الله النّعم، دَفْعَ الله النّقَم، بِحَقّ سیّد العرب و العجم. اللّهم تَقَبَّل حَسنات المُحسنین لا سیّما هذا الأحْسان من هذا المحسن؛اللّهمَ اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الأحیاء منهم و الأموات لاسیّما اَمْواتَ الحاضرین، رَحِمَ اللّهُ من قَرَءَ الفاتِحَةَ مع الصَّلوات).دعاهاي ديگري نيز خوانده مي شود.
ِبسمِ اللّه اَلرَّحمنِ اَلرَحيم
اََلحَمدُلِّلهِ اَلَّذي يَخلُقُ وَلا يُخلَق؛وَيَرزُقُ وَلا يُرزَق؛ يُطعِمُ وَلا يُطعَم ؛
زادَاَللّهُ النَعَم َ؛دَفَعَ اَللّه اَلنَقَم ؛بِحَقِّ سَيِّدِالعَرَبِ وَاَلعَجَم ؛هَنيأً لِلا کِلينِ ؛
وَبَرَکةً لِلباذِلينِ ؛صِحََّةً لِلجالِسين ؛وَشَفاءً لِمَرضَي اَلمُومِنينَ وَاَلمومِنات ؛
وَسَلا مَةً لِسَفَرِاَلمُسافِرينِ ؛وَمَغفِرَةً لِاَمواتِ اَلحاضِرينِ ؛سيِّما اَمواتِ صاحِبِ اَلاطعِمَة وَاَلاشرِبة ؛اَللّهُمَّ طَيِّب تُرابَهُم وَيَسِّر حِسابَهُم وَاَحشُر هُم مَعَ اَلايمَة َ اَلمَعصومين عَلَيهِمُ الَسَّلام ؛اَللّهُمَّ اَجعَل قَبرَهُم رَوضَةَ مِن رِياضِ اَلجَنَّة وَلا تَجعَل قَبرَهُم حُفرَةِ مِن حُفَرِالنِيرانِ ؛بِحَقِّ القُرانِ وَ بِحَقِّ سورَةِ المُبارَکَةِ الفا تَحةَ وَالاِخلاصِ وَاَلصَّلَوات ؛ ]
الهي به اين سفره بركت بده ..... به اين مائده شكر نعمت بده

همه شاد گردیم در اين زندگي ..... به باني اين سفره رحمت بده

به آشپز و ميزبان و هم ميهمان ..... تن سالم و شان و شوكت بده

نصيب همه دوستان علي‌(ع) ..... زحق سفره ي خير قسمت بده

الهي به روز جزا بهر ما ...... طعام بهشتي ز جنت بده


برگرفته از سایت پرسمان

تیمم قبل از خواب با پتو



باید ابتدا به چند نکته توجه داشت:

اولین نکته
که باید به اون توجه داشته باشیم اینه که در امور مستحبی، به انسانها رخصت داده شده و خیلی از بایدهایی که در واجبات هست در مستحبات نیست.


مثلا در نماز واجب باید بعد از حمد، سوره ای خوانده شود، اما در نماز مستحبی، چنین بایدی نیست، و گفته شده میتوانید اختیارا هم سوره را نخوانید.

و یا مثلا در نماز واجب گفته شده که اگر میتوانیم نماز را ایستاده بخوانیم، باید ایستاده بخوانیم! اما در نماز مستحبی، هرچند اگر توانایی ایستادن هم داشته باشیم، گفته شده، نشسته نماز خواندن بازهم کفایت میکند و اصل نماز کاملا صحیحه.

و از این قبیل احکام در جای جای فقه زیاد داریم که شارع مقدس، در امور مستحبی رخصت زیادی عنایت فرموده.

نکته دوم این هست که باید بدانیم ثواب و کار خیر ذو درجات هست!

یعنی همه اعمال با هم دیگر برابر نیستند. مثلا در همان مثال قبلی، درسته جواز نماز مستحبی بدون سوره هم داده شده آن هم بصورت نشسته، منتها یقین داریم نماز نشسته بدون سوره از یک فرد از نظر ثوابی، با نماز ایستاده و با سوره همان فرد در همان زمان و در حالت عادی، یقینا برابر نخواهد بود و این بحثی جداست.


اما در مورد روایت مورد نظر آمده :

عن الصادق علیه‏ السلام : مَن تَطَهَّرَ ثُمّ أوی إلی فِراشِهِ ، باتَ وفِراشُهُ كمَسجِدِهِ ، فإن ذَكرَ أ نّهُ علی غَیرِ وُضوءٍ فلْیتَیمَّمْ مِن دِثارِهِ كائنا ما كانَ ، فإن فَعَلَ ذلكَ لَم یزَلْ فی الصَّلاه وذِكرِ اللّه عز و جل.

این روایت در کتب متعددی من جمله کتب اصلی شیعه از قبیل من لا یحضره الفقیه ج‏1 ص 469 و وسائل الشیعه ج‏1 ص 378 نیز آمده.

و متنش هم با آیات و روایاتی در تضاد نیست که لازم باشد حکم به بطلان آن نماییم، البته اصراری هم نداریم که بگوییم الا و بالله، یکی از احادیث معتبر شیعه میباشد! خیر.

منتها چنانکه آمد با توجه به اینکه در مستحبات رخصت داده شده و همینکه انسان برای خدا، کوچکترین حرکتی به خود دهد به گونه ای که اعلام کند «قصد داشتم آن عمل کامل را بجا آورم، اما حالا که به هر دلیل توفیق ندارم، نمیخواهم حداقلش رو از دست بدهم» در برخی از مسائل، شارع خواسته که فرصتی رو برای عشق بازی آنها هم فراهم کرده باشد.

بر اساس احادیث سفارش شده که قبل از خواب وضو بگیریم و این نهایت ثواب هست. حال در ادامه فرموده مثلا ای بنده من اگر به هر دلیلی توفیق نداری که عشق بازی رو کامل کنی، عیبی نداره تیمم کن، زیاد هم به تو سخت نگرفتم که بری خاک تهیه کنی و ... نه بلکه به همان لحافی که داری ادای تیمم را بجا بی آور، بازهم از تو قبول میکنم!

البته باز هم تکرار میشه که یقینا این تیمم لحافی، به اندازه یک وضوی سالم در حالت طبیعی ثواب ندارد.

منتها بر اساس این روایت، این تظاهر به عشق بازی، خالی از ثواب هم نیست انشاء الله.

باطل اعلام نمودن آن از سوی کسانی که با علم رجال و درایه بی اطلاعند کار صحیحی نیست.


این مبحث که بر اساس روایت من لا یحضره الفقیه ج‏1 ص 469 و وسائل الشیعه ج‏1 ص 378 هست جزء یکی از احکام مورد اعتماد در نزد بسیاری از فقهای طراز اول شیعه میباشد!

چنانکه در کتاب شریف عروه الوثقی هم از آن یاد شده که یقینا همه مراجع بالاتفاق ریزه خوار این کتاب گرانقدر فقهی هستند و جایگاه کتاب عروه الوثقی برای هیچ صاحب فهمی مخفی نیست.

تيمم با امکان وضو يا غسل صحيح نيست، مگر در مواردى، از جمله براى خوابيدن که بنابر قول مشهور، تيمم بر دثار (لحاف يا لباس) مطلقا، حتى بدل از غسل صحيح است. [1]


چنانکه آمد این مطلب یکی از مشهورات هست و نهایتا برخی از بزرگان در برخی از مراتب، تنها برای آن قیودی را نقل کرده اند.

منتها هیچ انسان عالمی حکم به بطلان این روایت ننموده.

و این رویه اجتهاد جاهلانه درباب روایات، از سوی کسانی که صلاحیت لازم را ندارند بینهایت خطرناک هست.

بعد از اشاره به عروه الوثقی به متن کتاب مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی هم که در اختیارم هست اشاره میگردد، که ایشان هم حکم به جواز عمل به این فعل مستحبی موجود در روایت داده اند:

(في التيمّم للنوم) فإنّه يجوز أن يتيمّم له مع إمكان الوضوء أو الغسل على المشهور أيضاً مطلقاً، بل في «الحدائق»: الظاهر أنّه لا خلاف في استحباب التيمّم للنوم و لو مع وجود الماء.
و يدلّ عليه: ما رواه الصدوق و الشيخ مرسلًا عن الصادق (عليه السّلام) قال‏ من تطهّر ثمّ آوى إلى فراشه بات و فراشه كمسجده، فإن ذكر أنّه ليس على وضوء، فتيمّم من آثاره كائناً ما كان، لم يزل في صلاة ما ذكر اللّه. و رواه البرقي في «المحاسن»، عن حفص بن غياث، عن أبي عبد اللّه (عليه السّلام) قال‏ من آوى إلى فراشه، ثمّ ذكر أنّه على غير طهر تيمّم من دثاره و ثيابه، كان في صلاة ما ذكر اللّه.
و الاستدلال بها لا يتوقّف على البناء على قاعدة التسامح لحجّية الرواية و إن كانت مرسلة، لمّا مرّ غير مرّة من أنّ إسناد مثل الصدوق الرواية إلى الإمام (عليه السّلام) دليل على توثيق
[2]


جمع بندی مطالب : این روایت درباب صدور یک حکم فقهی است و بحثش تخصصی میباشد. و اصل روایت در نزد همه علما مورد اعتنا و بحث بوده است. البته برخی برای آن قیودی را هم معرفی فرموده اند که باید در درس خارج فقه پیرامون آن بحث شود. اما هیچ یک از علمای فرهیخته حکم به بطلان روایت و دروغ بودن آن ننموده اند و بازهم فی الجمله میتوان به نیت رجاء به مطلوبیت، بر اساس این روایت استحبابی عمل نمود.

 

پی نوشتها :

[1] العروة الوثقي‌ ج 1 ص 485

[2] غسل الجنابة، التيمم، المطهرات، ص 322

 

چرا چادر ؟




کاربر اول : چرا چادر؟

با این پیش فرض وارد بحث میشویم که اصل حجاب مورد قبول است:

کاربر دوم : من از شما سوالی دارم شما با چادر مخالف هستی یا با اصل حجاب کدوم؟

کاربر اول : کسی از بی حجابی نمیگه.سوال از چادر بود


اما قبل از آن باید به این مورد هم اشاره کنیم که فرمودند:

کاربر اول : حجاب با چادر فرق داره.خیلی فرق داره


خیر، اصل فرق قائل شدن (آنهم از نوع خیلی! ) بین حجاب و چادر اشتباهه!

بلکه چادر یکی از وسایلیست که با آن، حجاب میتواند رعایت گردد.

پس چادر وسیله است، و حجاب مفهوم، و از یک مقوله نیستند که بخواهیم شباهت و فرق بینشان قائل بشیم.

ما افراد محجبه ای را شاید بتوانیم پیدا کنیم که چادری نباشند، و متاسفانه ممکنه افراد چادری ای هم بتوانیم پیدا کنیم که محجبه نباشند.

اما سوال مطرح شده:

کاربر اول : مگه اسلام چادر را گفته؟کجا گفته؟

چنانکه بیان شده بود، چیزیکه اسلام خواسته، حفظ حجاب و ترک زینته.

اما در باب چادر ، آیه ای که خیلی در این باب به آن اشاره میشود این است:
يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا؛ اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسري‌هاي بلند] خود را بر خويش فروافکنند، اين کار براي اينکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است (احزاب/59)

که بنابر آنچه خود کاربر اول در واژه جلباب، حداقل به عنوان یکی از احتمالات آوردند، جامه ایست سرتاسری که تمامی بدن را بپوشاند.

در تفسیر المیزان اینچنین آمده: کلمه «جلابیب » جمع جلباب است ، و آن جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند، و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر می شود، و منظور از جمله «پیش بکشند مقداری از جلباب خود را»، این است که آن را طوری بپوشند که زیر گلو و سینه هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد ترجمه تفسیر المیزان جلد 16 صفحه 510


پس حداقل احتمالش، احتمال ضعیفی نیست که علامه طباطبایی هم آن را اشاره نموده.

و یا میتوان به احادیث متعددی که سایر دوستان هم اشاره داشتند توجه نمود و همچنین به این ماجرای تاریخی:

رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ‏ بِإِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ ع‏ أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ‏ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ عَلَى مَنْعِ‏ فَاطِمَةَ ع فَدَكاً وَ بَلَغَهَا ذَلِكَ‏ لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا(الإحتجاج للطبرسي ج‏1 ص 97)
وقتى أبو بكر و عمر براى منع حضرت زهرا عليها السّلام از فدك همدست شدند و حضرت از آن با خبر شد، مقنعه بر سر كشيده و پارچه‏اى بر سر انداخته‏

که این ماجرا حکایت از آن دارد که بالاخره فرقیست بین مقنعه که حضرت بر سر کشیدند با آن جلبابی که حضرت روی آن مقنعه تن کردند!


ادامه دارد ...

بدنش که پیدا نیست

سوال : دیدن لباس زیبا که به خانم زیبایی میده چه اشکالی داره؟ بدنش دیده نمیشه
باید توجه داشته باشیم، چیزی که بر زن واجبه، فقط پوشاندن پوست بدنش نیست، بلکه پنهان کردن زیبائی ها هم مهمه، حالا با هر وسیله ای که میخواهد باشد.

پس بر اساس صریح آیه قرآن، نشان دادن زیبایی جایز نخواهد بود و باید پوشانده بشه حالا میخواهد با لباس، با چادر، با پارچه، با عبای عربی یا با هرچیز دیگه.

وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ (نور 31)

زینت هم معنای عامی داره، زینت های طبیعی مثل بر آمدگی های بدن، تغییر صدا، کرشمه های چشم و ابروی زنانه و ...

و یا زینت های خارجی مثل آرایش و ...

إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا (نور 31)

که مقصود از مَا ظَهَرَ مِنْهَا هم در روایات مشخص شده:

یا اسماء انَّ المرأة اذا بَلَغَت المَحيض لم تَصلَح اَن يري منها الاّ هذا و هذا- و اشار الي کفّه و وجهه؛ اي اسماء! هنگامي که زن به سن بلوغ برسد، سزاوار نيست که از [هيکل] او ديده شود مگر اين و اين ـ و پيامبر اشاره کرد به دو دست(تا مچ) و صورتش(سنن ابوداود، جلد 2 صفحه 383)
که البته حکم به جواز در این مورد هم مشروط به آن استکه با زینتی خارجی بر زینتش اضافه نکرده باشیم.

چون لطیفه بیشتر باید مراقبش بود



سوال : مگر جوان نیاز به ابراز وجود ندارد؟ مگه نباید انسان حتی دختران خودشونو تخلیه کنند؟



بسم الله الرحمان الرحیم

این مطلب، بسیار صحیحه و یقینا مورد علاقه هر جوونیست که ابراز وجود کنه و از آن لذت ببره، و در این مورد پسر و دختر فرقی نمیکنه؛ هم پسر و هم دختر دوست داره که خود را تخلیه کنه، اما نباید غفلت کنیم، که تخلیه کردن مکان خاص خود و شرایط خاص خود را میطلبه!!

شما فکر کنید هر فردی هر گونه که میخواد و راحته و مکانی رو که خودش میپسنده رو مکان تخلیه خودش قرار بده، این بدیهیه که در این صورت جامعه و آزادی دیگرون به افتضاح کشیده میشه!

لذا اگر تمایل داشته باشید میتوانید در یک تایپیک مستقل، با موضوعی مثل : «جوانان با شور جوانی چه کنند؟» بصورت مجزا مورد بررسی قرار دهید تا مباحث با تدبیر و نظم بیشتری پیش رود.


سوال : مگه نمیگین دختر مثه گل است پس باید مثه گل باهاش رفتار کرد.زیبایی گل را همه می بینند اما همه نمیتونن بهش دست بزنن چون خار هم داره یا صاحب داره اما زیباییش رو همه میتونن ببینن.


نتیجه ای که از این عبارت به ذهن میرسه، صحیح نیست.


بله اینکه زن به گل تشبیه شده، دقیقا همینطوره، چنانکه امیرالمومنین چنین تشبیهی نموده اند، منتها در همان عبارت خود حضرت ، مطالب دیگری را هم فرمودند که باید به آنها هم توجه بشه!

اكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِيَّاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَيْهِنَّ وَ لَيْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِكَ مَنْ لَا يُوثَقُ بِهِ عَلَيْهِنَّ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ فَافْعَلْ وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ؛ در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زيرا كه سخت‏گيرى در پوشش، عامل سلامت و استوارى آنان است. بيرون رفتن زنان بدتر از آن نيست كه افراد غير صالح را در ميانشان آورى، و اگر بتوانى به گونه‏اى زندگى كنى كه غير تو را نشناسند چنين كن! كارى كه برتر از توانايى زن است به او وامگذار، كه زن گل بهاریست، نه پهلوانى سخت كوش!

البته در ادامه همین متن امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند :

وَ إِيَّاكَ وَ التَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِيئَةَ إِلَى الرِّيَبِ‏؛ بپرهيز از غيرت نشان دادن بيجا كه درستكار را به بيمار دلى، و پاكدامن را به بدگمانى رساند

که البته این هم بحث خاص و جدای خود را میطلبد.


اما چیزیکه اینجا به بحثمان و بیان جناب سائل مربوط میشه اینه که میگیم، بله چون زن اتفاقا گل و لطیفه، باید اسباب حفاظتش رو بینهایت فراهم کنیم!

چون گاهی صدمه دیدن، انتخابی و قابل پیشگیری نیست!

و موجودات وحشی ای ممکنه، در اولین فرصت، اسباب تباهی اون گل لطیف و زیبا رو فراهم کنند!

پس عاقلانه ترین کار برای خود گل و صاحب آن گل، آن استکه این گل ناز، تا حدّ توان از دسترس عموم خارج باشد چنانکه در روایت هم به آن اشاره شد.

دعوا میان دو وهابی بر سر امام جماعت شدن در مسجد! ا



به گزارش شيعه آنلاين، رسانه های سعودی روز گذشته با انتشار تصویر دعوا و درگیری فیزیکی دو وهابی،‌ اعلام کردند که این دو نفر بر سر امام جماعت شدن در یکی از مساجد عربستان با یکدیگر درگیر شدند.

گفته می شود این مسجد در استان "الرس" در منطقه "القصیم" در جنوب عربستان قرار دارد و در نهایت هر دو شیخ وهابی، به طور جداگانه نماز جماعت برگزار کردند و نمازگزاران نیز دو گروه شده و هر بخش از آنان پشت سر یکی از این دو وهابی نماز خواندند.

رسانه های سعودی به نقل از اهالی این منطقه نوشتند: این دو امام جماعت از مدت ها پیش بر سر جایگاه امام جماعت این مسجد با یکدیگر اختلاف داشته و همواره بحث و جدل می کردند اما این بار بحث به قدری میان آنان بالا گرفت که در نهایت به درگیری فیزیکی آن دو منجر شد.

اهالی این منطقه افزودند:‌ در نهایت اهالی محل هنگامی که دیدند دعوا بالا گرفت، از هر دو نفر خواستند که نماز جماعت بخوانند. مردم هم دو دسته شده و دو نماز جماعت برگزار کردند. یک نماز در بخش جلویی مسجد و بخش دوم پشت سر آنان، در بخش عقب مسجد.

در همین حال "محمد العرینی" مدیر سازمان اوقاف و شئونات اسلامی استان "الرس" در عربستان طی اظهاراتی درستی این خبر را تأیید کرد اما حاضر به اعلام نظر بیشتر نشد. او فقط گفت: پرونده هر دو نفر به مقامات بالاتر در ریاض ارسال شده تا تصمیم نهایی در مورد این مسجد را اتخاذ کنند.

از سوی دیگر روز گذشته نیز در خبری مشابه، اعلام کردیم که در نماز جمعه یکی از مساجد شهر ریاض پایتخت عربستان سعودی، درگیری فیزیکی و کتک کاری شدیدی میان نماز گزاران رخ داد. علت وقوع این کتک کاری، بحث های سیاسی به وجود آمده در مورد "بشار أسد" رئیس جمهور سوریه و "عبدالفتاح السیسی" فرمانده ارتش مصر که علیه "محمد مرسی" رئیس جمهور برکنار شده اخوان المسلمین کودتا کرد، بوده است.

گفته می شود، ماجرا از آنجایی آغاز شد که امام جمعه این مسجد، در پایان خطبه خود، دست هایش را بالا گرفت و شروع کرد دعا کردن. یکی از دعاهای وی این بود: "پروردگارا بشار أسد و عبدالفتاح السیسی"‌ را نابود کن.

در همین هنگام تعدادی از نمازگزاران حاضر در مسجد که از مصری های مقیم عربستان بودند،‌ شروع کردند که اعتراض کردن و فریاد زدن. اعتراضات بالا گرفت تا اینکه به درگیری فیزیکی و کتک کاری میان طرفین منجر شد. بعد از دقایقی با حضور نیروهای پلیس و امنیتی، درگیری میان طرفین پایان یافت اما تحقیقات در این مورد همچنان ادامه دارد.


http://www.shia-online.ir/article.asp?id=30223

محرمیت مشروط در دوران نامزدی

عقد موقت

جوانی هستم که به تازگی نامزد کرده ام و صیغه عقد موقت را خوانده ایم سوالم این است که  با رضایت نامزدم می خواهیم در طول دوره نامزدی بهم محرم بشویم آیا درست است که ایشان این محرمیت را مشروط کنند؟

جواب: در مورد سوال شما باید به نکته هایی اشاره شود:

نکته اول: ما محرمیتی به نام نامزدی نداریم ولو ازدواج آن دو در آینده نزدیک یقینی باشد، آنچه باعث محرمیت بین دختر و پسر می شود عقد موقت و عقد دائم با شروط آنهاست.

نکته دوم: «اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند ، بعد از آنكه مدّت و مهر را معيّن كردند ، چنانچه زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي فِي المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى المَهْرِ المَعْلُومِ»، بعد بدون فاصله  مرد بگويد : «قَبِلْتُ»، صحيح است . واگر ديگرى را وكيل كنند، و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد : «متعت مُوَكِّلَتِي مُوَكِّلَكَ فِي المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى المَهْرِ المَعْلُومِ» پس بدون فاصله  وكيل مرد، بگويد : «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلِي هكَذا» ، صحيح مى‏ باشد»[1]  اگر شما عقد موقت را با این کیفیت و بقیه شروطی که در رساله ذکر شده مانند رضایت پدر دختر باکره به عقد و موارد دیگر انجام داده اید به همدیگر محرم هستید و حکم زن وشوهر را دارید و دیگر نیازی به محرمیت جدید نیست.

نکته سوم: بله زن در عقد موقت حق دارد شروطی را در مورد مسائل جنسی قرار بدهد به این مسئله توجه بفرمایید: زنى كه صيغه«عقد موقت» مى‏ شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مى ‏تواند لذتهاى ديگر از او ببرد ولى اگر بعدا به‏ نزديكى راضى شود، شوهر مى ‏تواند با او نزديكى نمايد.{ایت الله سیستانی: و همچنین است حکم در عقد دائم}[2]

 

پی نوشت:

1: برگرفته از مسئله 2369 رساله سیزده مرجع

2: : برگرفته از مسئله 2423 رساله سیزده مرجع


http://www.jonbeshnet.ir/news/15176

در خصوص روزه ماه مبارک رمضان، چگونه باید نیت کنیم؟

بسم الله الرحمان الرحیم


نیت به معنای تصمیم داشتن بر انجام کاری هست.

و نیت برای روزه ماه مبارک رمضان به این معناست که شخص، بداند که چه میخواهد در ماه رمضان انجام بده.

لذا اینکه سفارش شده انسان باید برای روزه ماه رمضان نیت نماید، به این معنا نیست که دنبال برنامه عجیبی باشد!

همین مقدار که شخص مومن، هفته ها قبل از شروع ماه مبارک، صحبت از روزه گرفتن ماه رمضان رو با اطرافیان و در ذهنش مطرح میکند، حکایت از آن دارد که این شخص برای روزه گرفتن ماه رمضان برنامه ریزی ، و قصد نموده که روزه بگیرد و همین کافیست.

هرچند بازهم بهتره که در هر شب ماه رمضان، انسان با معشوق خود بازهم در ذهنش تجدید قصد کند و در ذهنش مرور کند که فردا هم، برای او قرار است چه انجام دهد.



خلاصه، همینکه انسان در ذهنش میداند قراره برای خدا از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل میکند انجام نده، کافیست.

ملاک های خود و دیگران را درست کنیم

دو نفر از کابران محترم مطالبی رو در موضوعی به نام : تمایل به ارتباط با جنس مخالف یک نیاز طبیعی است؛ مطرح فرموده بودند که از آن عبارات این بود:

چرا نیاز طبیعی جنسی به شکل یک تابو درآمده است و گفتگوی شفاف در این زمینه تقبیح شده است در حالی که این مطرح نکردن‌ها موجب ایجاد مشکلاتی در جامعه می‌شود که اثرات منفی و مخرب تری را به همراه خواهد داشت.
همه اینایی که گفتین خیلی درست وقشنگ بود اما کاملا غیر واقعیه چون در جامعه ما فقط بعنوان یک معضل بهش نظر داده میشه نه یک حقیقت


بسم الله الرحمان الرحیم

اینها علتی ندارد مگر علتی به نام تغییر ملاکها !

تا زمانی که انسان به دنبال احکام ساختگی مردمی باشد ناچار خواهد شد حقیقتها و نیازهای طبیعی خود را پایمال و برای خود آبرویی دروغین بسازد که به دنبال آن احساس کند ، با بها دادن به نیازهای شرعی و فردی اش، ممکنه دیگران او را مسخره کنند، در حالیکه اگر ملاک ما خدایی می بود، به این باور دست پیدا میکردیم، که در مسیر شرع، هر آنچه انجام دهیم، این دیگران هستند که باید خجالت بکشند نه ما!

متاسفانه میبینیم دختری بی حجاب چنان راحت رفت و آمد میکند، و در این مسیر شیطانی خود، چنان ثابت قدم است، که برخی از دختران چادری ما، نسبت به چادری بودنشان چنین استقامتی ندارند، چرا که باورشان باور صحیحی نیست!

پسری بی عفت، با مدلهای عجیب مو در خیابان عبور میکند، اما فلان پسر حزب اللهی میگوید اگه محاسنم را نزنم خجالت میکشم!

دختر و پسری که راحت از ارتباط نامشروع خود حمایت میکنند و این کار حیوانی خود را آزادی مینامند، اما مومنین از ازدواج موقت خجالت زده و حتی به دستور خلیفه دوم از آن بیزارند!!!

پس میبایست از باور خود شروع کنیم و ببینیم در مسیر خدا و احکام الهی چقدر ثابت قدمیم!

آن موقع استکه حتی اگر دیگران ما را مسخره نمایند، ما ایم که با اعتماد به نفس ، بر آنها لبخند میزنیم!

وَ يَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ‌؛ و نوح کشتی را می ساخت و هرگاه گروهی از [اشراف و سرانِ] قومش بر او عبور می کردند، او را به مسخره می گرفتند. گفت: اگر شما ما را مسخره می کنید، مسلماً ما هم شما را [به هنگام پدید آمدن توفان] همان گونه که ما را مسخره می کنید، مسخره خواهیم کرد!﴿هود، 38﴾


اما اگر اعتمادی به صحیح بودن کارمان نداشته باشیم، مدام حق را به آنان که مسیرشان باطل است میدهیم!


پس بیاایم لحظه ای ببینیم خودمان چه کاره ایم در راه خدا ؟!


باید ترک صله رحم کرد!

خلاصه مربوط به جلسه 91/06/12 تالار کنفرانس آیه های انتظار – الفور

در ابتدای جلسه به مناسبت شهادت حضرت حمزه سیدالشهداء(علیه السلام) عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیرامون واقعه جنگ احد مطالبی بازگو و در ادامه به مناسب برخی مطالب کاربران گرامی، بحث به سمت صله رحم کشیده شد.

بر اساس آیه 29 از سوره نجم مطرح شد که باید ملاکمون در هر گونه ارتباط این باشد که آیا فرد مورد نظر ما مسیرش مسیر خدا هست یا نه؟ که اگر مسیرش خدایی نبود، دیگر نباید با او ارتباط داشته باشیم و تا حد ممکن باید از او اعراض کنیم!

فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا؛ حال که چنين است از کسي که از ياد ما روي مي‌گرداند و جز زندگي مادي دنيا را نمي‌طلبد، اعراض کن!(نجم/29)

بزرگواری پرسید که مگه سفارش نشده صله رحم بجا بیاریم؟

در جواب عرض میشه که نباید فراموش کنیم، صله رحم نهایت نهایتش یک فعل مستحبه، و نهی از منکر یک فعل واجب!

و اگر یکی از اقوام نزدیک ، فعل حرامی را انجام داد ، مناسب با رفتار او باید او را نهی از منکر نمود و حتی گاهی بنابر آیه شریفه ای که آمد ، می بایست از او دوری کنیم!


در ادامه به روایتی نیز اشاره شد که متن آنرا در اینجا می آوریم:

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ‏ مَا لِي رَأَيْتُكَ عِنْدَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ يَعْقُوبَ فَقَالَ-إِنَّهُ خَالِي‏ فَقَالَ إِنَّهُ يَقُولُ فِي اللَّهِ قَوْلًا عَظِيماً يَصِفُ اللَّهَ‏ وَ لَا يُوصَفُ‏ فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ‏ وَ تَرَكْتَنَا وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَكْتَهُ‏ فَقُلْتُ هُوَ يَقُولُ مَا شَاءَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ عَلَيَّ مِنْهُ إِذَا لَمْ أَقُلْ مَا يَقُولُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَ مَا تَخَافُ أَنْ تَنْزِلَ بِهِ نَقِمَةٌ فَتُصِيبَكُمْ جَمِيعاً أَ مَا عَلِمْتَ بِالَّذِي كَانَ مِنْ أَصْحَابِ مُوسَى ع وَ كَانَ أَبُوهُ مِنْ أَصْحَابِ فِرْعَوْنَ فَلَمَّا لَحِقَتْ خَيْلُ فِرْعَوْنَ مُوسَى تَخَلَّفَ عَنْهُ لِيَعِظَ أَبَاهُ فَيُلْحِقَهُ بِمُوسَى‏ فَمَضَى أَبُوهُ‏ وَ هُوَ يُرَاغِمُهُ‏ حَتَّى بَلَغَا طَرَفاً مِنَ الْبَحْرِ فَغَرِقَا جَمِيعاً فَأَتَى مُوسَى ع الْخَبَرُ فَقَالَ هُوَ فِي رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ النَّقِمَةَ إِذَا نَزَلَتْ لَمْ يَكُنْ لَهَا عَمَّنْ قَارَبَ الْمُذْنِبَ دِفَاعٌ. (كافي ج‏2 بَابُ مُجَالَسَةِ أَهْلِ الْمَعَاصِي‏ ص 374)
جعفرى گويد: حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بمن فرمود: چرا ترا نزد عبد الرحمان بن يعقوب مى بينم ؟ عرض كردم : او دائى من است . فرمود: او درباره خداوند مطالب بدى مى گويد، خدا را (به اجسام ) توصيف مى كند با اينكه اینکار صحیح نیست. يا با او همنشين شو و ما را ترك كن ، يا با ما همنشين و او را ترك كن ! گفتم : او هر چه بگويد زيانى برايم ندارد! فرمود: آيا نمى ترسى عذابى به او رسد و ترا هم بگيرد مگر نمى دانى كسى از اصحاب موسى عليه السلام بود و پدرش از مريدان فرعون ، پس ‍ آنوقت كه لشگر فرعون (در دريا) به موسى (و لشگريانش ) نزديك شدند، آن صحابى حضرت ، از سپاه جدا شد و رفت پدر را كه در لشگر فرعون بود نصيحت كند، تا اينكه با هم كنار دريا رسيدند، چون فرعونيان غرق شدند آن دو هم غرق شدند.
خبر را به حضرت موسى علیه السلام دادند فرمود: او در رحمت خدا است ولى چون عذاب نازل گردد از آنكه نزديك گنهكار است دفاعى نشود.


پس بگردان روى، از آن، كو بر ملا /// رو بگردانيده است، از ذكر ما

خواسته نى، از عَمَلْها در بسيج /// جز حياتِ دنيوىِ پَسْتْ هيچ‏


مخارج حروف در نماز


شکیات نماز + تصویر


آیا فرد سید عذاب نمیشود؟

چنانکه در جای خود (این لینک) بحث شد، سادات به فرزندان هاشم اطلاق میگردد و یقینا فرزندان عبدالمطلب همگی از سادات بودند، که یکی از آنها ابولهب عموی پیامبر است و حال آنکه خداوند بر عذاب او در قرآن تصریح نموده!

تَبَّتْ يدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ؛ بريده باد هر دو دست ابولهب (مسد/1)
مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ؛ هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودي نبخشيد! (مسد/2)
سَيصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ؛ و بزودي وارد آتشي شعله‌ور و پرلهيب مي‌شود (مسد/3)

پس صرف اینکه فردی از سادات باشد، دلیل نخواهد بود که او عذاب نخواهد شد، بلکه ملاک تقوای افراد است.

يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ؛ اي مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاک امتياز نيست،) گرامي‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است! (حجرات/13)

و در جاهای مختلف من جمله در آیات قرآن خداوند برتری داشتن معنوی افراد را به صرف اینکه نسبت فامیلی با یکی از انبیاء داشته باشند را صریحا نفی نموده!

قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ؛ فرمود: «اي نوح! پسرت از اهل تو نيست! او فرد ناشايسته‌اي است‌! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!(هود/46)

پس صرف اینکه فردی نسبت فامیلی با اهل بیت داشته باشد، دلیل برتری معنوی او نخواهد بود.

و از آن طرف هم داریم که فردی ظاهرا از اهل بیت نیست، اما در زمره اهل بیت قرار میگیرد!

فقال النبي ص سلمان منا أهل البيت(بحارالأنوار ج 18 ص 19)


سلام علیکم.
آیا نحوه ی عذاب در مورد سادات تفاوت دارد؟
مثلا اینکه سوزانده نمیشوند و جور دیگری عذاب میشوند. ( البته منظورم شیعیان سید است نه عموی پیغمبر و...)
سلام علیکم

تشکر بابت این سوال.

چیزی که در آیات و احادیث هست که از عذابهای جهنم یاد میکند بصورت مطلق میباشد، و در هیچ کدام تخصیصی داده نشده که مثلا این عذابها برای گروه های خاصی است و گروه های خاص دیگر عذابشان فرق میکند.

پس آن عذابها برای همه فاسقان و گنه کاران میباشد، چه انسانهای غیر سید، چه سید غیر شیعه و چه سید شیعه.

بلکه ما امامزاده ای داریم که که امام زمانش او را از آتش جهنم بیم داده است!

چنانکه حضرت رضا علیه السلام برادرشان که امامزاده هم بوده (زید بن موسی بن جعفر) ولی تصور اشتباهی از سیادت داشت را از آتش جهنم میترساند!

متن روایت را می آورم که خود جوابیست کامل در این باب:

قَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع يَا زَيْدُ أَغَرَّكَ قَوْلُ‏ سَفِلَةِ أَهْلِ الْكُوفَةِ إِنَّ فَاطِمَةَ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّيَّتَهَا عَلَى النَّارِ ذَاكَ لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع خَاصَّة... فَقَالَ لَهُ زَيْدٌ أَنَا أَخُوكَ وَ ابْنُ أَبِيكَ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع أَنْتَ أَخِي مَا أَطَعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ نُوحاً ع قَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَأَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَهْلِهِ بِمَعْصِيَتِهِ(بحار الأنوار ج‏49 ص217)
ای زید! حرف افراد پست کوفه تو را گول زده است. آنها گفته اند چون از فرزندان فاطمه زهرا(س) هستی، آتش بر تو حرام است. به خدا قسم این درباره امام حسن و امام حسین و سایر فرزندان فاطمه است... «زید گفت» : اما من برادر شما و پسر پدر شما هستم. «حضرت رضا علیه السلام فرمود» : تو برادر من هستی، مادام که خدای تعالی را اطاعت کنی. اما هرگاه به معصیت خداوند دست زدی، دیگر بین من و تو برادری نیست. مگر در قرآن نخوانده ای؟ حضرت نوح علیه السلام به خداوند عرض کرد: خدایا پسر من از خانواده من است. ولی خداوند فرمود: ای نوح! او از خانواده و اهل تو نیست ؛ (سوره هود آیه46و45) خداوند به علّت عمل زشت او و معصیتش او را از خانواده نوح خارج ساخت. ای زید، تو هم اگر خدا را اطاعت کنی، از ما اهل بیت هستی و اگر معصیت کنی از اهل بیت خارج می شوی.

پس عذاب با آتش، عذابی است عام، که حتی امامزادگان را هم اگر اهل گناه باشند در بر خواهد گرفت، و هر کسی فکر کند به صرف اینکه فرد گناه کاری فامیل پیامبر(ص) است، دیگر با آتش عذاب نخواهد گشت، مضمون این حرف حضرت رضا علیه السلام است که در مورد او هم صدق خواهد کرد.


أَغَرَّكَ قَوْلُ‏ سَفِلَةِ أَهْلِ الْكُوفَةِ؛ حرف افراد پست کوفه تو را گول زده است.


انشاالله همچون سلمان فارسی، از اهل بیت باشیم!

آیا روایتی من باب ثواب احترام به سادات داریم؟

در اینجا به دو روایت اشاره مینمایم که انشاالله با آنها به آنچه میخواهید برسید.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنِّي شَافِعٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لِأَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْيَا رَجُلٌ نَصَرَ ذُرِّيَّتِي وَ رَجُلٌ بَذَلَ مَالَهُ لِذُرِّيَّتِي عِنْدَ الْمَضِيقِ وَ رَجُلٌ أَحَبَّ ذُرِّيَّتِي بِاللِّسَانِ وَ بِالْقَلْبِ وَ رَجُلٌ يَسْعَى فِي حَوَائِجِ ذُرِّيَّتِي إِذَا طُرِدُوا أَوْ شُرِّدُوا (كافي ج‏4 ص60)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند

قَالَ الصَّادِقُ ع‏ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَيُّهَا الْخَلَائِقُ أَنْصِتُوا فَإِنَّ مُحَمَّداً ص يُكَلِّمُكُمْ فَتُنْصِتُ الْخَلَائِقُ فَيَقُومُ النَّبِيُّ ص- فَيَقُولُ يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ مَنْ كَانَتْ لَهُ عِنْدِي يَدٌ أَوْ مِنَّةٌ أَوْ مَعْرُوفٌ فَلْيَقُمْ حَتَّى أُكَافِئَهُ فَيَقُولُونَ بِآبَائِنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَيُّ يَدٍ وَ أَيُّ مِنَّةٍ وَ أَيُّ مَعْرُوفٍ لَنَا بَلِ الْيَدُ وَ الْمِنَّةُ وَ الْمَعْرُوفُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ عَلَى جَمِيعِ الْخَلَائِقِ فَيَقُولُ لَهُمْ بَلَى مَنْ آوَى أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَوْ بَرَّهُمْ أَوْ كَسَاهُمْ مِنْ عُرْيٍ أَوْ أَشْبَعَ جَائِعَهُمْ فَلْيَقُمْ حَتَّى أُكَافِئَهُ فَيَقُومُ أُنَاسٌ قَدْ فَعَلُوا ذَلِكَ فَيَأْتِي النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَى يَا مُحَمَّدُ- يَا حَبِيبِي قَدْ جَعَلْتُ مُكَافَأَتَهُمْ إِلَيْكَ فَأَسْكِنْهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ شِئْتَ قَالَ فَيُسْكِنُهُمْ فِي الْوَسِيلَةِ حَيْثُ لَا يُحْجَبُونَ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ ع. (وسائل الشيعة ج‏16 ص 333)
امام صادق (ع) فرمود: هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى‏ کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام داده ‏اند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را می ‏بینند.

اما چنانکه در جای خود بحث شد، مقصود، احترام به ساداتیست که اهل معصیت و هنجار شکنی نباشند، وگرنه بر اساس روایات متعدد، اصلا این افراد از نسل پیامبر نخواهند بود!

کما اینکه کنعان از اهل نوح علیه السلام نبود!

قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ؛ خطاب رسيد اى نوح! او از خاندان تو نيست چون كه او عمل ناصالحى است، لذا از من چيزى كه اجازه خواستنش را ندارى مخواه، من تو را برحذر می‏دهم از اينكه از جاهلان شوى (هود/49)

منتها اگر جسارت آنها نسبت به شخص ما باشد نه به مبانی دین، چنانکه آمد، بهتر است بخاطر رسول خدا(ص) از آنها بگذریم .


و در پایان اشاره ای میکنم به خاطره ای از مرحوم آیت‌الله «میرزا احمد سیبویه»؛ یكی از شاگردان ایشان می گوید:

احترام ایشان به سادات تا جایی بود كه هرگاه سیدی را ملاقات می‌كرد، به احترامش تمام قد می‌ایستاد و دست ایشان را می‌بوسید و برای او ذكر صلوات می‌داد؛ مرحوم سیبویه گاهی به منزل ما می‌آمد و در حیاط كنار باغچه می‌نشست و می‌فرمود «آمده‌ام كه احترام سادات را بجا آورم و در محضر حضرت زهرا (سلام الله علیها) بگویم كه فرزندانش را دوست دارم.



تصویری از مرحوم سیبویه

علت احترام به سادات

در جواب کسیکه این سوال رو مطرح میکند ، باید سوال کنیم: در صورت تحقق این احترام ، کیه که بیشتر سود میکنه؟!

مثلا فرض کنید یکی به من پیشنهاد بده :

«شمایی که زیاد کار درست هم نیستی و اعمالت داغونه! ، اگه به فلانی ، یه احترام ساده بذاری ، صد هزار تومان ، نه ، صد میلیون ، نه ، صد میلیارد ، بلکه بیشتر ، گیرت میاد!»

حالا انصافاً ، تو این احترام ساده ای که من بد سابقه به اون فرد گذاشتم ، اون بیشتر سود کرده و منفعت بُرده یا من؟!

احترام به سادات هم همینطوره ، ما با این احترامی که شاید خیلی مختصره ، داریم جیب معنوی خودمون رو پُر میکنیم و اونقدر که ما با این احترام، اجر معنوی می بریم و سود میکنیم، اون سیّد ، بهره ای نمیبره!

دقیقا برای این مطلب میتونیم به آیه 31 از سوره آل عمران اشاره داشته باشیم :

قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ ای رسول من به مردم بگو: «اگر خدا را دوست مي‌داريد، از من پيروي کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»(آل عمران/31)


به این قسمت توجه کنید:

از من پيروي کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد (فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللَّهُ)

اگه ما از رسول خدا(ص) تبعیت داشته باشیم شاید چیزی به حضرت رسول(ص) نرسه ، منتها ، خود ما بواسطه همین تبعیت میتونیم رضایت خاصّ پروردگار از خودمون رو بدست بیاریم!

احترام به سادات هم دقیقا همینجوره!

و در واقع با یه احترام ساده، جیب خودمون رو داریم پُر میکنیم!


در کنار این مسئله نباید فراموش هم بشه که :

علت سود بُردن ما اینه که طرف حساب ما ، اون فرد سید نیست، بلکه طرف حساب ما خود رسول الله(ص) هست!

پیامبری که وجودش هم در این دنیا هم در قیامت رحمت محضه!

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ؛
ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.(الأنبياء/107)


پیامبری که حقیقتا عرض میکنم، امیدم تو قیامت فقط به شفاعت ایشونه!

پیامبری که اسوه بود برامون!

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرْجُو اللَّهَ وَالْيوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا؛
مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‌کنند.(الأحزاب/21)


حالا در این بین، ایشون یه مطلب از ماها خواستند و اون اینکه حداقل به افرادی که در نسل با ایشون مشترکند بی احترامی نکنیم!

ذَلِكَ الَّذِي يبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ؛
اين همان چيزي است که خداوند بندگانش را که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند به آن نويد مي‌دهد! بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‌کنم جز دوست‌داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌]؛ و هر کس کار نيکي انجام دهد ، بر نيکي‌اش مي‌افزاييم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.(شوري/23)


پس ما در واقع طرف حسابمون خود رسول الله(ص) هست و بواسطه احترام به یک سید (هرچند ممکنه علاقه ای هم به اون نداشته باشیم) ، باید توجه کنیم که داریم در واقع به خود حضرت رسول(ص) احترام میگذاریم!

و از اون طرف اگه بی احترامی ای بکنیم، هرچند بی احترامی نسبت به همه بد هست (چه سید باشه چه غیر سید)، منتها در این مورد یقینا زشت تر خواهد بود!


مگر آنکه راهش در مخالفت کامل با راه رسول خدا باشد، که آن وقت از باب تکلیف میبایست احکام خدا و رسولش را مقدم نمود.


دعای سفره

بسمِ اللّه اَلرَّحمنِ اَلرَحیم

 

اََلحَمدُ لِّلهِ اَلَّذی یَخلُقُ وَ لا یُخلَق ؛ وَ َیَرزُقُ وَ لا یُرزَق ؛ یُطعِمُ وَ لا یُطعَم ؛

زادَ اَللّهُ النَعَم َ؛ دَفَعَ اَللّه النَقَمَ ؛ بِحَقِّ سَیِّدِ العَرَبِ وَ اَلعَجَم ؛

هَنیأً لِلا کِلینِ ؛ وَ بَرَکةً لِلباذِلینِ ؛ صِحََّةً لِلجالِسین ؛ و َشَفاءً لِمَرضَی اَلمُومِنینَ وَ اَلمومِنات ؛ و َسَلا مَةً لِسَفَرِ اَلمُسافِرینِ ؛ وَ مَغفِرَةً لِاَمواتِ اَلحاضِرینِ ؛ سیِّما اَمواتِ صاحِبِ اَلاطعِمَة وَ اَلاشرِبة

اَللّهُمَّ طَیِّب تُرابَهُم وَ یَسِّر حِسابَهُم وَ اَحشُر هُم مَعَ اَلائِمَّة َ اَلمَعصومین عَلَیهِمُ الَسَّلام ؛

اَللّهُمَّ اَجعَل قَبرَهُم رَوضَةَ مِن رِیاضِ اَلجَنَّة وَ لا تَجعَل قَبرَهُم حُفرَةِ مِن حُفَرِ النِیرانِ ؛

بِحَقِّ القُرانِ وَ بِحَقِّ سورَةِ المُبارَکَةِ الفاتَحةَ وَ الاِخلاصِ وَ اَلصَّلَوات


بعد از اینکه در مجالس بزرگ معمولا غذا تمام شد  روحانی یا بزرگ مجلس این دعا را می خواند


الحمدلله رب العالمین  الحمد لله رب الشاکرین   زادالله النعم   ودفع الله النقم  به حرمت سید العرب واعجم    مزید نعمات   قبولی طاعات وعبادات  غفران معاصی وخطیئات  دفع ورفع بلییات  بخوان سوره فاتحه والاخلاص


وبعد ازاینکه حمد وقل هوالله  خوانده شد  این دعا نیز خوانده می شود


الهی که این سفره معمور باد            دمادم پر ازنعمت ونور باد

بلائی که باشد در آفاق ودهر          از این سفره وصاحبش دور باد 

سفره دادن کمال مردان است        صاحب سفره شاه مردان است

بانی سفره حق والانصاف            صلواتی فرست نثار اجدادش       


http://moradi134359.persianblog.ir/post/50

چرا وهابیون قبر عمر و ابابکر رو تخریب نمی کنند؟


سوال :

اولا چرا عمر و ابابکر بخاطر تبرک جستن به پیامبر درخواست کردند که کنار پیامبر صلوات الله علیه و آله دفن شوند ؟ وسوال دوم اینکه چرا وهابیون قبر اینها رو خراب نمی کنند؟

پاسخ :

بسم الله الرحمان الرحیم

سوال نیکویی پرسیده شد.


در جواب ابتدا تاکید میکنیم فرق است بین اهل سنت با وهابیت، و بعد از آن بسنده میکنم به این مطلب که کارهای وهابیت بر اساس منطق نیست، تا بتوان برای کارهای عجیب آنها علتی بیان نمود!

(وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛ و هنگامي که به آنان گفته شود: «در زمين فساد نکنيد» مي‌گويند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ايم»!)(بقرة/11)
(أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يشْعُرُونَ؛ آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند؛ ولي نمي‌فهمند)(بقرة/12)



اینکه تبرک پیدا کردن حرام است اما آندو را کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دفن میکنند تا شاید بهره ای نصیبشان گردد، سوالی استکه خودشان هم نتوانستند جوابی برایش مطرح کنند!

اینکه مزار فرزندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را در بقیع تخریب میکنند، اما برای آن دو فرد، مکان با شکوهی آماده مینمایند، یقینا علتی نمیتونه داشته باشه مگر حبّ و بغضهای شیطانی!

واقعا اگر بودن مزار برای سبط اکبر رسول خدا و سید جوانان اهل بهشت بد است چرا برای آندو خوب است؟!!

وهابیت گروهی هستند که توسط استکبار تشکیل شده و جز عقاید خود عقاید هیچ گروهی را قبول ندارند و برای هیچ کس احترامی قائل نیستند و حتی خیلی راحت حکم به جواز اعدام سایر انسانها مینمایند!

اینها همان کسانی اند که بنابر فرموده حضرت عیسی علیه السلام احمق بوده و حتی این پیامبر خدا هم از اصلاح آنها ابراز عجز نمود!

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ دَاوَيْتُ الْمَرْضَى فَشَفَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أَبْرَأْتُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْيَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْأَحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلَاحِهِ فَقِيلَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ مَا الْأَحْمَقُ قَالَ الْمُعْجَبُ بِرَأْيِهِ وَ نَفْسِهِ الَّذِي يَرَى الْفَضْلَ كُلَّهُ لَهُ لَا عَلَيْهِ وَ يُوجِبُ الْحَقَّ كُلَّهُ لِنَفْسِهِ وَ لَا يُوجِبُ عَلَيْهَا حَقّاً فَذَاكَ الْأَحْمَقُ الَّذِي لَا حِيلَةَ فِي مُدَاوَاتِهِ(مستدرك‏ الوسائل ج 1 ص 138)
حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد: من بيماران را معالجه كردم و آنان را شفا دادم كور مادرزاد و مرض پيسى را به اذن خدا مداوا نموده و مردگان را زنده كردم ولى آدم احمق را نتوانستم اصلاح و معالجه كنم! پرسيدند: يا روح الله ! احمق كيست ؟ فرمود: شخصى خودپسند و خودخواه است كه هر فضيلت و امتيازى را از آن خود می داند و هر گونه حق را در همه جا به خود نسبت مى دهد و براى ديگران هيچ گونه احترامى قائل نمى شود و اين گونه آدم احمق هرگز قابل مداوا و اصلاح نيست!


پناه میبریم به خداوند متعال از اینگونه حماقتها

اعراض از نااهلان

خلاصه مربوط به جلسه 91/06/12 تالار کنفرانس آیه های انتظار – الفور

در ابتدای جلسه به مناسبت شهادت حضرت حمزه سیدالشهداء(علیه السلام) عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیرامون واقعه جنگ احد مطالبی بازگو شد و در ادامه به مناسب برخی مطالب کاربران گرامی، بحث به سمت صله رحم کشیده شد.


بر اساس آیه 29 از سوره نجم مطرح شد که باید ملاکمون در هر گونه ارتباط این باشد که آیا فرد مورد نظر ما مسیرش مسیر خدا هست یا نه؟ که اگر مسیرش خدایی نبود، دیگر نباید با او ارتباط داشته باشیم و تا حد ممکن باید از او اعراض کنیم!

(فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا؛ حال که چنين است از کسي که از ياد ما روي مي‌گرداند و جز زندگي مادي دنيا را نمي‌طلبد، اعراض کن!)(نجم/29)


بزرگواری پرسید که مگه سفارش نشده صله رحم بجا بیاریم؟

در جواب عرض میشه که نباید فراموش کنیم، صله رحم نهایت نهایتش یک فعل مستحبه، و نهی از منکر یک فعل واجب!

و اگر یکی از اقوام نزدیک ، فعل حرامی را انجام داد ، مناسب با رفتار او باید او را نهی از منکر نمود و حتی گاهی بنابر آیه شریفه ، می بایست از او دوری کنیم!

در ادامه به روایتی نیز اشاره شد که متن آنرا در اینجا می آوریم:

قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع يَقُولُ‏ مَا لِي رَأَيْتُكَ عِنْدَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ يَعْقُوبَ فَقَالَ-إِنَّهُ خَالِي‏ فَقَالَ إِنَّهُ يَقُولُ فِي اللَّهِ قَوْلًا عَظِيماً يَصِفُ اللَّهَ‏ وَ لَا يُوصَفُ‏ فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ‏ وَ تَرَكْتَنَا وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَكْتَهُ‏ فَقُلْتُ هُوَ يَقُولُ مَا شَاءَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ عَلَيَّ مِنْهُ إِذَا لَمْ أَقُلْ مَا يَقُولُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَ مَا تَخَافُ أَنْ تَنْزِلَ بِهِ نَقِمَةٌ فَتُصِيبَكُمْ جَمِيعاً أَ مَا عَلِمْتَ بِالَّذِي كَانَ مِنْ أَصْحَابِ مُوسَى ع وَ كَانَ أَبُوهُ مِنْ أَصْحَابِ فِرْعَوْنَ فَلَمَّا لَحِقَتْ خَيْلُ فِرْعَوْنَ مُوسَى تَخَلَّفَ عَنْهُ لِيَعِظَ أَبَاهُ فَيُلْحِقَهُ بِمُوسَى‏ فَمَضَى أَبُوهُ‏ وَ هُوَ يُرَاغِمُهُ‏ حَتَّى بَلَغَا طَرَفاً مِنَ الْبَحْرِ فَغَرِقَا جَمِيعاً فَأَتَى مُوسَى ع الْخَبَرُ فَقَالَ هُوَ فِي رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ النَّقِمَةَ إِذَا نَزَلَتْ لَمْ يَكُنْ لَهَا عَمَّنْ قَارَبَ الْمُذْنِبَ دِفَاعٌ. (كافي ج‏2 بَابُ مُجَالَسَةِ أَهْلِ الْمَعَاصِي‏ ص 374)
جعفرى گويد: حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بمن فرمود: چرا ترا نزد عبد الرحمان بن يعقوب مى بينم ؟ عرض كردم : او دائى من است . فرمود: او درباره خداوند مطالب بدى مى گويد، خدا را (به اجسام ) توصيف مى كند با اينكه اینکار صحیح نیست. يا با او همنشين شو و ما را ترك كن ، يا با ما همنشين و او را ترك كن ! گفتم : او هر چه بگويد زيانى برايم ندارد! فرمود: آيا نمى ترسى عذابى به او رسد و ترا هم بگيرد مگر نمى دانى كسى از اصحاب موسى عليه السلام بود و پدرش از مريدان فرعون ، پس ‍ آنوقت كه لشگر فرعون (در دريا) به موسى (و لشگريانش ) نزديك شدند، آن صحابى حضرت ، از سپاه جدا شد و رفت پدر را كه در لشگر فرعون بود نصيحت كند، تا اينكه با هم كنار دريا رسيدند، چون فرعونيان غرق شدند آن دو هم غرق شدند.
خبر را به حضرت موسى علیه السلام دادند فرمود: او در رحمت خدا است ولى چون عذاب نازل گردد از آنكه نزديك گنهكار است دفاعى نشود.



پس بگردان روى، از آن، كو بر ملا /// رو بگردانيده است، از ذكر ما
خواسته نى، از عَمَلْها در بسيج /// جز حياتِ دنيوىِ پَسْتْ هيچ‏


استاد حجت الاسلام علیرضا پناهیان / توهین به امام هادی نقی و ...

http://dl-ansarclip.com/pictures/panahian/panahian_1669.jpg


به نظر شما چرا از میان ائمهی بزرگوار ما و در واقع معصومین ما هجمههای این دو سه ماه روی امام هادی (علیهالسلام) متمرکز شده است؟
 
در ابتدا اجازه دهید یک پاسخ کلی خدمت شما عرض کنم و آن این که اساساً
ترویج فرهنگ عمیق و پربار شیعی همواره از بهترین گزینه‌ها برای مقابله با هجمه علیه مقدسات بوده است . اهمیت این نکته ،موضوعی است که «برهان» در گفت‌و گویی با حجت‌الاسلام و المسلمین«علیرضا پناهیان» مدرس حوزه و دانشگاه به شرح آن پرداخته است.

 
به نظر شما چرا از میان ائمهی بزرگوار ما و در واقع معصومین ما هجمههای این دو سه ماه روی امام هادی(علیهالسلام) متمرکز شده است؟
 
در ابتدا اجازه دهید یک پاسخ کلی خدمت شما عرض کنم و آن این که اساساً وقتی دشمنان با توجه به برخی جزییات به مقدسات ما حمله میکنند و تکتک امامان ما را مورد هجمهی خاص قرار میدهند، این نشان دهندهی این است که دین اسلام و به تعبیر دقیقتر اسلام ناب جایگاه بسیار خوبی در میان مردم جهان پیدا کرده و طبیعتاً هر قدر بر عزت اسلام افزوده بشود، به مقدسات دینی ما با توجه به برخی از جزییات خاص بیشتر هجمه خواهد شد.
 
نکتهی دوم این که این نشان دهندهی زبونی آنها است که در مقام هجمه از روشهای توهین و تمسخر استفاده میکنند واین که برای مقابله کردن راه چارهی دیگری برای خودشان پیدا نمیکنند.
 
شاید یک دلیل دیگر هم این باشد که در حقیقت تشیع از زمان امام هادی(علیهالسلام) به بعد رونق ویژهای پیدا کرد و سختترین امتحانهای خود را پشت سر گذاشت. شیعیان به جایی رسیده بودند که امامت امام جواد(علیهالسلام) را در 9 سالگی پذیرفتند و توانستند از امتحان ولایت‌عهدی امام رضا(علیهالسلام) عبور کنند. چون میدانید بعضیها در همان مقطع 7 امامی شدند. حصرها و محدودیتهای امام هادی(علیهالسلام) را توانستند بپذیرند و از این مرحله عبور کنند.
 
در این زمان میتوان گفت شیعه به بلوغ خاصی رسیده که چند سالی،‌ یعنی بسیار کمتر از نیم قرن بعد از زمان امام هادی(علیهالسلام) دوران غیبت آغاز میشود. سند بسیار با عظمت زیارت جامعه مربوط به امام هادی(علیهالسلام) است کهمیتوان آن را مانیفست شیعه نامگذاری کرد و برای شیعیان چیزی بیشتر از مانیفست و مرامنامه است و در واقع جمعبندی کنندهی تمام آموزههای ولایی است که در زمان ائمهی هدی و قبل از آن و قبل از امام هادی(علیهالسلام) بیان شده بود. نقش ویژهی امام هادی(علیهالسلام) در نهایی کردن جامعهی شیعی اعم از فکر و فرهنگ تا احکام و آداب و رسوم نقش ویژهای است. چه بسا دشمنان با توجه به این نقش ویژه هدفشان را مورد هجمه قرار دادند.
 
حضرت‌عالی می‌فرمایید که گفتمان امام هادی(علیهالسلام) در واقع قلب گفتمان غرب را هدف گرفته وبه همین دلیل هجمه‌ها به سوی این بزرگوار است؟
 
عرض بنده این است که در حال حاضر مهمترین تهدید برای تمدن غرب، قرائت شیعی از اسلام است و امام هادی(علیهالسلام) در نهایی کردن این قرائت که قرائت اصیل اسلامی است و مبین اسلام ناب، نقش ویژهای داشتند، از این رو آنها با اسلام آمریکایی و اسلام غیر ولایی کاری ندارند، مشکل آنها با اسلام ولایی است، این اسلام ولایی را در مقام جمعبندی عرض میکنم. باز هم نمیخواهم تمامیزحمات امامان معصوم(علیهمالسلام) قبل از امام هادی(علیهالسلام) رانادیده بگیرم، بلکه در مقام جمعبندی و یکپارچهسازی و عبور شیعه از آخرین امتحانهای الهی باید برای امام هادی(علیهالسلام) نقش ویژهای قائل شد. شاید دشمنان ما هم به دلیل نقشهای کلیدی است که به ایشان هجمهی خاصی داشتند.
 
مردم و علمای ما در قبال این هجمهها و هم بزرگداشت ائمه و میراث بر جا مانده از آنان مانند جامعه‌ی کبیره چه وظیفهای دارند؟
 
میراث گرانبهای امام هادی(علیهالسلام) یعنی زیارت جامعهی کبیره باید بیش از پیش مورد توجه ما قرار گیرد. ائمهی هدی(علیهمالسلام) همیشه با مظلومیت خود توجه انسانهای عاقل و عاشق را به معارف دینی جلب کردند. این بار هم باید بر اساس «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، ما به بهانهی این هجمهها که بر امام هادی(علیهالسلام) رفته به قدردانیبیشتر از میراث گرانبهای ایشان، یعنی زیارت جامعه بپردازیم. زیارت جامعه زیارتی است که امام (ره)هر روز آن را قرائت میکردند و این مداومت و مراقبت  ایشان به عنوان بنیانگذار انقلاب و بزرگمقدمهساز ظهور حضرت و کسی که بعد از 1400 سال اسلام را از غربت نجات داد،باید برای ما معنادار باشد. فرهنگ ولایی که امروزه پشتیبانی کننده از ولایت فقیه که رکن اساسی نظام است به حساب میآید، باید در جامعهی‌ ما مطرح شود و هیچ چیز مانند جامعهیکبیره نمیتواند این فرهنگ ولایی را تقویت و تعمیق ببخشد. جدا از این که طبیعتاً روشنگری در مقابل هجمهیدشمنان در عرصهیبینالمللی وظیفهی تمام کسانی است که توانایی در این زمینه دارند و توانایی چندان بالایی هم نمیخواهد.
 
بفرمایید برخورد سریع و قاطع علمای ما چه قدر میتواند در تکرار نشدن چنین وقایعی مؤثر باشد و یا به نظر شما اصلاً برخورد سریع و قاطع لازم است؟
 
البته اگر علما صلاح بدانند، در هر سطحی برخورد خواهند کرد؛ حالا چه علنی، چه با فعالیتهای سازماندهی شده، ولی به هر حال اقدامها در مقابل دشمنان گاهی از اوقات باید بسیار با شور و هیجان همراه باشد و توأم با یک عملیات گستردهبرضد یک رفتار غلط دشمن صورت بگیرد. گاهی از اوقات هم باید با بیاعتنایی از کنار برخی رفتارهای غلط آنها گذشت تا از بزرگنمایی عمل زشت دشمن جلوگیری کرد. نه این که اهانتها و هجمهها نادیده گرفته شود، اما بالاخره در هر موقعیتی و در برخورد با هر رفتار غلطی باید سیاست خاصی در نظر گرفته شود. بهترین برخورد، برخوردی است که از میان بدنهی جامعه، بدنهی روشنفکر جامعه، طلاب و دانشجویان صورت بگیرد، طبیعتاً هر موقع علما هم احساس نیاز بکنند به میدان خواهند آمد.

منبع : سایت گرداب

پیشنهاد قرآن برای حضور قلب و توجه به خدا


سوال : پیشنهاد قرآن برای اینکه ما در نماز حضور قلب پیدا کنیم چیه؟

جواب : سلام و تشکر از شما.

این حقیقتی است که اگه انسان در بیشتر زمانها به یاد خدا باشه و تمام کارهاش هم برای خدا صورت بگیره، چنین فردی در حال نماز ، راحت تر حضور قلب را در خودش میتونه بوجود بیاره!

و به قول معروف چون که صد آید نود هم پیش ماست!

خلاصه اینکه بهترین روش برای کسب و حفظ حضور قلب در نماز ، اینه که سعی کنیم در تمامی حالات به یاد خدا باشیم و خدا را حسّ کنیم و این حضور قلب در وجودمون ، تبدیل بشه به ملکه و عادت!

چنانکه خداوند متعال هم دستور فرموده که نه تنها در حال نماز، بلکه باید در تمام حالات متوجه خدا باشیم و بسیار او را یاد کنیم:

(يا أَيّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد! خدا را بسيار ياد کنيد)(أحزاب/41)

امیدوارم موفق باشید.


قرائت حمد و سوره و ذکر در نماز جماعت

سوال :

سوالی داشتم در خصوص نماز جماعت ظهر و عصر که باید نمازگذار حمد و سوره را گوش دهد و قرائت نکند

بهترین عمل برای نمازگذار چیست ؟
من خودم به شخصه ذکر لا اله الا الله را میگویم . آیا بهتر نیست خود حمد و سوره را تلاوت کنم ؟

جواب :

اگر مأموم(1) صداى قرائت امام جماعت را در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء بشنود بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نمیشنود جايز، بلکه مستحب است حمد و سوره را خودش بصورت آهسته بخواند.


امّا در نمازهاى ظهر و عصر خواندن حمد و سوره را باید ترك نمايد (2)، امّا ذكر گفتن بطور آهسته جايز، بلكه مستحبّ است.

امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

در پناه خداوند متعال.

----------------
پاورقی:

(1) فردی که به امام جماعت اقتدا کرده
(2) سیستانی، فاضل : بنابر احتیاط واجب ترک کند
بهجت و صافی : ترکش بهتر است

حضور قلب در نماز!



سوال:
با احترام و ادب
فرض کنید نمازگزار تشهد را میخواند . در انتهای ذکر تشهد متوجه میشود اصلا حضور قلب نداشته .
آیا نماز باطل می باشد ؟

جواب:

سلام علیکم و ممنون از شما

حضور قلب، شرط صحت نماز نیست ، بلکه شرط است برای کمال نماز!

یعنی اگه حضور قلب نباشه نماز باطل نیست، منتها آثاری که برای نماز واقعی درنظر گرفته شده، دیگه به این نماز تعلق نمیگیره.

ادامه سوال:

آیا می تواند مجدد ذکر را بخواند تا با حضور قلب خوانده باشد؟
این نکته در جاهای مختلف نماز شاید اتفاق بیفتد.
اجر شما با امام حسین ( ع )

ادامه جواب:

بله تکرار ذکری که گفته شده، به نیت اینکه با توجه بیشتری ذکر را بگوئیم، مشکلی نداره.

منتها باید حواسمون رو جمع کنیم که دچار افراط و تفریط نشیم!

شخصی خدمت آیت الله بهجت(رحمت الله علیه) رسید و عرض کرد :

"براى حضور قلب در نماز و تمركز فكر چه باید كرد؟"

ایشان در جواب فرمودند:

"در آنى كه متوجّه شدید، اختیاراً منصرف نشوید."(به سوى محبوب ص 57)

ایشان نفرمودند که برگرد و ذکرها رو از اول بگو! بلکه فرمودند هروقت متوجه شدی، سعی کن که از همونجا دیگه حواست پرت نشه!


به امید اینکه نمازهای همه ما، واقعا نماز باشه!

بازهم ممنون بابت سوالتون.

موفق باشید.

خواندن قرآن در رکوع و سجده

سوال:

اگر قرار باشد برای بالا بردن کیفیت نماز واجبی که دارم ادا میکنم (( آیت الکرسی )) را قرائت کنم یا قسمتی از قرآن مجید در حد چند آیه ، در کجای نماز ادا کنم ؟ آیا میشود در سجده قرآن خواند ، یا در رکوع یا ؟؟؟

جواب:

با سلام و تشکر از شما

حضرت على(عليه السلام) مى‌فرمايد:

سَبْعَةٌ لَا يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ الرَّاكِعُ وَ السَّاجِدُ وَ فِي الْكَنِيفِ وَ فِي الْحَمَّامِ وَ الْجُنُبُ وَ النُّفَسَاءُ وَ الْحَائِضُ (وسائل الشيعة ج‏6 ص 246)
چند نفر نبايد قرآن بخوانند، ركوع كننده و سجده كننده، كسى كه در دست‌شويى و حمام است، كسى كه جُنُب است و زنانى كه عذر شرعى دارند.

البته این روایت، حمل بر کراهت میشه!

پس بهتره انسان در حال رکوع و سجده (که مورد سوال شما بود) قرائت آیات قرآن را (به قصد تلاوت آیاتی از قرآن کریم) انجام نده.

منتها میتونیم آیات قرآن را در حال قنوت بخونیم.

چنانکه روش برخی از بزرگان این بوده که سوره واقعه را در قنوت نماز نافله عشاء خود میخواندند.


موفق باشید.



اگه مهر گم شد چیکار کنیم ؟

سوال :

اگر در حین خواندن نماز در مسجد یا منزل ، شخصی متوجه نشود و ضربه ای به مهر نماز بزند و مهر از ما خیلی دور شود باید چکار کنیم ؟ اگر متوجه نشیم اصلا مهر کجا رفته اونوقت باید چکار کرد ؟

جواب :

یکی از واجبات نماز سجده بر چیزی استکه از خاک بوده و خوردنی و پوشیدنی هم نباشه.

پس اگر در نماز به هر دلیل مهر شما گم شد:

اگر در جیبتون یا اطرافتون کاغذ یا چوب یا سنگ و یا حتی اگه بتونید فرش را کنار زده و روی خاکی که معمولا زیر فرش جمع میشه سجده کنید، باید همین کار رو انجام بدید و نمازتون هم صحیحه.

اما اگه هیچ کدوم از اینها نبود، اینجا دو حالت وجود داره :

وقت تنگ نیست و هنوز تا قضا شدن نماز ، وقت باقی است:

در اینجا نماز باطل و باید نماز رو رها کرد و رفت چیزیکه سجده برروی اون جایز هست تهیه و نماز رو از اول خوند.

(فقط آیت الله مکارم میفرمایند نماز رو نشکونه بلکه ، در همون حال ادامه بده و بعد نماز رو احتیاطا از اول بخونه)

وقت تنگه و نماز داره قضا میشه:

در اینجا بايد به نمازش ادامه بده و در هنگام سجده، بر لباسش سجده نماید و اگر آنهم ممكن نيست بر پشت دست و اگر آن هم نمی‏شود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

(فتوای آیت الله مکارم : بايد به نمازش ادامه بده و در هنگام سجده، بر لباسش سجده يا بر فرش سجده نمايد و اگر آن هم ممكن نيست بر فلزّات و اشياء معدنى سجده كند و اگر مطلقا چيزى پيدا نمى كند كه بتوان بر آن سجده كرد بر پشت دست خود سجده مى كند، پس پشت دست آخرين چيزیه كه مى توان بر آن سجده كرد)

نکته : اگر فرد در نماز جماعته، معمولا جزء دسته اول(وقت تنگ نیست) به حساب خواهد آمد، که در اینجا میتونه اگه بغل دستیش 2 تا مهر داره یکی از مهرهای اونرو استفاده کنه، و یا اگه ممکن نباشه، باید نیت فرادی کنه و بعد از اتمام سجده ی بغل دستیش، مهر اونرو برداشته و سجده خودش رو بجا بیاره، و بعد نمازش رو بصورت فرادی ادامه بده.



گل دادن به نامحرم!

دوستان مطلبی در رابطه با گل دادن به نامحرم آماده شده که خوشحال میشم، آنرا مطالعه فرمایید



اینجا را کلیک فرمایید



رد مظالم چیست؟

بررسی معنای رد مظالم و نوع محاسبه آن.

در لغت : واژه مظالم جمع مظلمه عبارت است از چیزى که به ستم از کسى گرفته شده است.

در اصطلاح : هرگونه حقی از دیگران، که به ستم، در گردنمان افتاده باشد، که باید آنرا به صاحبش(که در حق او ظلم شده) باز گردانیم.

پس در واقع رد مظالم، یعنی اینکه اگر در حق دیگران ظلمی کردیم آن ظلم را از بین ببریم!

حالا این ظلم و حقّ نابود شده، ممکنه به یکی از این دو حالت صورت گرفته باشه:

آن حق، مادّی است:


1- دسترسی به آن فرد طلبکار، ممکن است : باید، بدهی رو به او تحویل دهیم و حلالیت هم بگیریم.


2- دسترسی واقعا ممکن نباشد، که این خود، 2 حالت دارد:


الف- مقدار بدهی دقیقا مشخص است : با اجازه مرجع تقلید، از طرف صاحب مال، صدقه میدهیم.

ب- مقدار بدهی دقیقا مشخص نیست : حداقل مقداری که یقین داریم را با اجازه مرجع، صدقه میدهیم، و اگر مطلقا چیزی به ذهنمان نرسید، خمس آنرا حساب و با اجازه مرجع از طرف آن شخص خرج میکنیم.


آن حق، روحی و معنوی است:


1- دسترسی به آن فرد طلبکار ممکن است : باید پیش او رفته و حلالیت از او بگیریم.


2- دسترسی به آن فرد طلبکار ممکن نیست : باید در اینجا هرچقدر میتوانیم برایش خیرات بفرستیم، حال میخواد از طریق صدقه دادن باشه یا از طریق قرائت قرآن و ذکر صلوات و ... و ثوابش رو هدیه به اون فرد نماییم.

به امید آنکه هیچ حق الناسی به گردنمان نباشد.


قبول محدودیت، برای رسیدن به سعادت!

سوال :

چرا زنان پيامبر حق ازدواج ندارند آيا اين مساله ظلم در حق زنان پيامبر (ص) نيست ؟

برگشت این سوال به فراز پایانی آیه 53 از سوره احزاب میباشد:

وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا(الأحزاب/53)

و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسري خود درآوريد که اين کار نزد خدا بزرگ است!

اما پاسخ :

اگر همسران پیامبر(ص) محدودیتهایی داشتند، در مقابلش مقام و ارزش بالایی رو کسب کردند!

چه ارزشی، بالاتر از اینکه، خانومی، همسر مردی باشه که اون مرد، رحمت للعالمینه!

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ(الأنبياء/107)
ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.

و نباید هم فراموش کنیم که آنها مجبور به انتخاب این نعمت نبودند!

بلکه میتونستند خیلی راحت و بطرز شایسته ای، از این مرد آسمانی، جدا بشند!

يا أَيهَا النَّبِي قُلْ لأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَينَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا(الأحزاب/28)
اي پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگي دنيا و زرق و برق آن را مي‌خواهيد بياييد با هديه‌اي شما را بهره‌مند سازم و شما را بطرز نيکويي رها سازم!

وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا(الأحزاب/29)
و اگر شما خدا و پيامبرش و سراي آخرت را مي‌خواهيد، خداوند براي نيکوکاران شما پاداش عظيمي آماده ساخته است.»

خلاصه اینکه همسران پیغمبر(ص) هم، خارج از این قاعده نیستند که:

هرکه طاووس خواهد /// جور هندوستان کشد

خصوصا اینکه اصل این محدودیت هم، در جهت حفظ خود آنها از اذیت و آزار مشرکینی بود که نقشه ها بر علیه آنها، در سر داشتند!


عبادتمون چقدر قبول شده؟

یکی از ویژگیهای عبادات، اینه که باید وسیله ای بحساب بیاند، برای نزدیک شدن ما به خدا!

بلکه اصلی ترین شرط عبادت هم همینه لذا برای انجام هر عبادتی باید نیت قربتا الی الله داشت.

لذا بهترین ملاک در اینکه بفهمیم، آیا عبادتمون، مقبول واقع شده یا نه ، اینه که ببینیم، آیا با اون عبادت ، ما به خدا نزدیکتر شدیم یا خیر!

به هر مقدار که به خدا نزدیکتر شده باشیم، میتونیم ادعا بکنیم، به همون مقدار، عبادتمون هم، مقبول واقع شده.

چنانکه در حدیثی حضرت صادق (علیه السلام) به این مطلب اشاره می فرمایند :

مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَعْلَمَ أَقُبِلَتْ صَلاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ (بحار الأنوار ج ‏79 ص 198)
كسى كه دوست دارد ببيند آيا نمازش مقبول خداوند واقع شده يا نه، بايد ببيند آيا اين نماز ، او را از زشتيها و منكرات دور نموده يا نه؟ به همان مقدار كه از منکرات دور مانده بود، به همان مقدار، نمازش قبول شده است!

منتها ذکر این نکته هم ضروریه که بدونیم : امکان نداره عبادت ما ، فاقد هیچ گونه اثری باشه!

چراکه حدّاقل اثری که هر عبادتی داره اینه که با انجام اون عبادت، اونرو از گردنمون ساقط کردیم، که اگه انجامش نمیدادیم، یک گناه به گناهان دیگمون، اضافه میشد!

پس تنها باید سعی و تلاش ما بر این قرار بگیره که بیشترین بهره برداری رو ، از عبادت هامون داشته باشیم!

و بواسطه همین عبادات، اسباب نزدیکی بیشتر خودمون رو به خداوند مهیّا کنیم!


به امید آنکه همه اعمال مان ، به بهترین نحو ممکن، مقبول واقع شود!

بحثی درباره حکم زنان و کنیزانی که در جنگ اسیر می شوند!

سوال :

وقتی بیگانگان مثل آمریکا و ... به کشورهایی حمله میکنند و به زنان و دختران تجاوز میکنند این کار بسیار زشت و ضد انسانی است که خون هر انسانی را به جوش می آورد حال چه فرقی است بین این کار و حکم اسلام مبنی بر جواز نکاح با کنیزان و اسرای جنگی حتی بدون رضایت آن زنان و دختران که در آیه 5 و 6 سوره مومنون در وصف مومنان به آن تصریح شده؟

جواب :

بسم الله الرحمان الرحیم

نباید فراموش کرد که قیاس صورت گرفته ، اساسا قیاسی مع الفارق و باطل است!

مثلا فکر کنید گفته بشه ، ببینید بنی اسرائیل، انبیاء بیگناه زمان خودشون رو می کشتند ، بعد شما میگید کار اونها اشتباه بوده! خوب اگه شما میگید این کشتن بد هستش، پس چرا شماها ، فردی رو که راه رو بر مردم در خیابونها می بنده و ایجاد شرارت میکنه رو میکشید؟!!!


درحالیکه این دومسئله
هیچ ربطی به هم نداره!

اگه ما کشتن انبیاء الهی رو محکوم میکنیم، بخاطر اینه که اونها
جز خوبی چیزی نداشتند، اما اونجوری با آنها برخورد شد ، و از اون طرف میگیم، باید مفسد فی الارض اعدام بشود تا شرایطه ادامه مسیر، برای اون و همفکرانش مهیا نشه!

پس اون قیاسی که ایشان انجام دادند، هیچ ربطی به هم نداشت، چون قضیه جهاد، برای مسلمین،
آداب و شروطی ، داره نه اینکه مثلا مسلمونها سرشون رو پایین بندازند و بخاطر نفت و ثروتهای دیگه، به مکانی حمله کنند ، بلکه مثلا یکی از شروطش اینه، منطقه ای که قراره با آن مقابله بشه، منطقه ایست که اذیت و آزار و گردنکشی رو نسبت به بلاد مسلمین داشته، و به هیچ عنوان، زیر بار کلام حق هم نره، خوب چنین منطقه و افرادی که هدفی جز گستاخی ندارند ، مسلّمه که نباید در رفاه باشند!

برخلاف مورد اول که مثلا سربازان وحشی آمریکایی به زنان و کودکان بیگناهی که جرمشان تنها،
مسلمان بودن و وجود ذخائر نفتی کشورشان هست ، حمله کرده و آنها رو حقیقتا مورد آزار و اذیت روحی و جنسی قرار دادند!

خوب ، پس در مثالی که ما زدیم سربازان آمریکایی، اساس حمله ای که داشتند شیطانی بوده و آزار و اذیت صورت گرفته هم، بر وحشی گری اونها افزوده.


اما جهادی که ما از اون نام می بریم، برعلیه بلاد گردنکش صورت میگیره ، و این واقعا بر اساس عقله، که بایستی در مقابل افرادی که هدفی جز
گستاخی و مزاحمت ندارند ایستاد، که اگر یقینا آنها به هردلیلی حاضر به مصالحه میشدند باز جهادی هم تحقق پیدا نمی کرد، اما آنها حتی حاضر به مصالحه هم نمی شدند پس تنها راه باقی مانده، جهاد با اونهاست.

و نباید فراموش کرد که:


هرکی خربزه می خوره پای لرزش هم میشینه!


و اسیران چنین بلادی وقتی جیک جیک مستونشون بود، بایست فکر مسئله جهادی که قراره علیه اونها اتفاق بی اُفته و دستورات مابعد آن هم، می بودند!

از اون سوال که گذشتیم، و گفتیم اساس قیاس صحیح نبود، اما یه مسئله دیگه رو مطرح می کنیم که :

برفرض جهادی صورت گرفت ، اسیرانی هم گرفته شده ، اما در اسلام حکم
کشتن اسیران ، چه مرد باشند و چه زن (در شرایط طبیعی) حرام اعلام شده، نه تنها کشتن، بلکه رسوندن هرگونه آزار و اذیت بر اونها حرامه ، البته نباید هم انتظار داشته باشیم، برای اونها که تا دیروز، نسبت به حق، دهن کجی می کردند، یه واحد ویلا با استخر و سونا آماده کنیم، بلکه حکم اسیر، حکمیست مشخص با محدودیتهای خاص، که در کنار اون، صد البته، نباید، عرفاً ستمی به اونها هم صورت بگیره.

حالا سوال اینجاست، اینهایی که تا دیروز صالحه، مومنه، و حامی حق و مخالف ظلم ،
نبودند ، (چون اگه بودند که اصلا نمیشد اسیرشون کرد) ، بلکه تا آخرین لحظات، حامی ظلم و مقابل حق ایستادند ، حالا باید چه رفتاری با اونها داشت؟!

کسی که حق نداره اونها رو شکنجه کنه ، شرعاً هم باید ، خورد و خوراک و پوشاکشون تهیه بشه!!!


حالا چه اشکال داره در کنار همه این مطالب، مالک اونها، مثل یک شوهر، از اونها بهره ببره؟!


علاوه بر اینکه اصلا در اون ارتباط زناشویی، به نحوی خود زن هم، از لذت بی بهره نخواهد بود و
هردو استفاده می برند!

بلکه در واقع، این هم امکان دیگری برای اون زنهاست که تا آخر عمر ، در کنار امکانات دیگری که خواهند داشت ، از فرصتهای جنسی هم بی بهره نمونند!


پس اگر قرار باشه، اشکالی وارد شه، نباید اونرو در مورد زنان اسیر مطرح کرد ، بلکه بهتره همین سوال رو در مورد
اسیران مرد مطرح کنیم که هرچند آنها هم باید شرعاً از خورد و خوراک و پوشاک بهره مند بشند، اما چرا در غالب اوقات نتونند، نیازهای جنسی خودشون رو با در اختیار گرفتن همسر جوابگو باشند، که البته در جواب میگیم ، این نتیجه همان گردنکشی هائیه که خودشون تا قبل از این داشتند!

و مصداق قرائت این مضمونند که:


((خودم کردم که لعنت بر خودم باد))

نرم افزار استفتائات

نرم افزار استفتائات توسط سايت شناخت رهبري و با هدف سهولت دسترسي مقلدين امام خامنه اي به رساله ايشان توليد شده كه حاوي جديدترين استفتائات تا خرداد ماه سال نود ميباشد . محتويات اين نرم افزار به شرح زير است :

1- رساله اجوبة الاستفتائات (امام خامنه اي)

2- رساله توضيح المسائل امام خميني (ره)

3- مناسك حج (فتاوي امام خميني ره و امام خامنه اي)

4- راهنماي فتاوا (برخي از تفاوت هاي فتاواي امام خميني ره و مقام معظم رهبري)

5- اصطلاحات فقهي

6- پرسش هاي متداول


ويژگي هاي اين نرم افزار :

  • سازگار با ويندوز xp و 7
  • داراي فهرست موضوعي براي هر بخش
  • حاوي جديدترين فتاواي رهبري
  • توضيح اصطلاحات رساله در بخش اصطلاحات فقهي
  • دسترسي سريع به احكام مهمتر در بخش سوالات متداول
  • داراي محيط كاربري زيبا و ساده


دانلود نرم افزار استفتائات مقام معظم رهبري / حجم : 6.7 مگابايت / نرم افزار كامپيوتر

منبع : http://www.leader-khamenei.com/software/software-download/2007

تفسیر آیه 31 از سوره نور (حجاب)

در کدام آیه ٬ دستور حجاب آمده ؟!

لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید ...

ادامه نوشته

وام و ربا

مسأله شماره (۵) : گذاشتن پول ٬ بعنوان قرض ٬ در یک صندوق یا موسسه ٬ به نیت اینکه ار آنجا وام دریافت شود ٬ ربا و حرام است .

اما برفرض محال (لبخند) ٬ اگر فردی پول را در صندوقی بگذارد و بگوید : اصلا برام مهم نیست ٬ که به من وام دهند یا نه ٬ در اینحالت ٬ اگر اتفاقا ٬ آن موسسه وامی پرداخت کرد ٬ گرفتنش ٬ اشکالی ندارد .

 

شک در نجس شدن چیزی

مسأله شماره (۴) : اگر جایی ٬ پاک بود ٬ اما به هر دلیل احتمال داده شد ٬ که شاید آنجا نجس شده باشد ٬ حکم میشود که آنجا هنوز پاک است .

 

احکام باقی ماندن رنگ لکه خون

مسأله شماره (۳) : بعد از شستن کامل لکه خون ٬ از روی لباس ٬ گاهی رنگ خون بصورت مختصر باقی می ماند ٬ این لکه ٬ اشکالی نداشته و نجس نیست.

نماز آیات

مسئله شماره (۱) : نماز آیات در چندجا واجب میگردد ؟

اول: گرفتن خورشيد. دوم: گرفتن ماه سوم: زلزله چهارم: رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها در صورتى كه بيشتر مردم بترسند .

مسئله شماره (۲) : شیوه خواندن نماز آیات :

نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد و به دو شکل میتوان آنرا خواند :

(۱)  تكبير گفته ٬ سپس يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و يك سوره کامل بخواند، باز به ركوع رود تا پنج مرتبه، و بعد از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نمايد و برخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بخواند ٬ سپس تشهد و سلام .

(۲)  تكبير گفته و بعد از خواندن حمد، آيه‏هاى يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند وبه ركوع رود و سر بردارد و سپس ٬ بدون اين كه حمد بخواند قسمت دوم همان سوره را خوانده و به ركوع رود و همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد، مثلا به قصد سوره "فلق" بگوید : «بسم الله الرحمن الرحيم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ » و به ركوع رود، بعد بايستد و بگويد: «مِن شَرِّ مَا خَلَقَ» دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد: «وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ»  باز به ركوع رود و بايستد و بگويد: «وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ»  و برود به ركوع بازهم سر بردارد و بگويد: «وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ»  و بعد از آن به ركوع پنجم رود و بعداز سر برداشتن، دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم، تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

 

نکته : نحوه تقسیم نمودن سوره به شکل بالا { که بسم الله الرحمان رحیم را یک جزء مستقل نیاوردیم } احتیاطی تر  و مطابق با نظر همه مراجع بوده است .

 

تفسير آيه 61 سوره آل عمران (مباهله)

 

تفسير آيه مباهله (آيه 61 سوره آل عمران) :

« فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ »

هرگاه بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده،(باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»

واژه‏ى «نَبتَهل» از ريشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازكردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واين آيه به دليل اين واژه، به آيه‏ى مباهله معروف گشته است.

مباهله، يعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالفِ يكديگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعن و نابودي براى هركه باطل است.

در تفاسير شيعه و سنى آمده : در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا (ص) مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران (در سرزمين يمن) شدند. مسيحيانِ نجران نيز هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با پيامبر اسلام (ص) به مدينه فرستادند.ولي علي رغم مباحثه هايي كه ميان آنان و پيامبر (ص) شد، باز هم آنان بهانه‏جويى كرده و در حقّانيّت اسلام ابراز شك مى‏نمودند.

اما سیره در مقابل این افراد لجوج چیست ؟

وقتي استدلالهاي متعدد جوابگو نشد و شخص مقابل از پذيرش حقّ خودداري کرد و به لجاجت و آشوب ادامه داد ، جواب كوبنده است از اينرو آيه نازل گشت كه :

« فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ » به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»

آري اگر انسان، علم و ايمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزديك‏ترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. « مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ »  و در وادي معرفت ، بين زن و مرد فرقي نيست : «نِسائِنا»

هنگامى كه نمايندگان مسيحيان نجران، پيشنهاد مباهله را از حضرت رسول (ص) شنيدند، با توجه به ادلّه روشن پيامبر، در مباحثات و احتمال پيامبر بودن ايشان ، متحيّر ماندند ، آنان مُهلت خواستند تا در اين باره فكر و انديشه و مشورت كنند.

بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پيشنهاد پيامبر مسلمين را بپذيريد و برويد ، اگر ديديد كه پيامبر آنان، با سر وصدا و جمعيّتى انبوه براى نفرين مى‏آيد، نگران نباشيد و بدانيد كه خبرى نيست، ولى اگر با افراد كمي به ميدان آمد، از مباهله خودداري كنيد و با او مصالحه كنيد و هرچه گفت بپذيريد.

روز مباهله، آنها ديدند كه پيامبر اسلام (ص) آمد اما همراه با دو كودك و يك جوان و يك زن !

آن دو كودك، حسن و حسين‏ و آن جوان، علىّ‏ بن ابى‏طالب‏ و آن زن ، فاطمه‏ى زهرا ، دختر پيامبر بودند.

اُسقف مسيحيان گفت: من چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوه از جا كنده شود، كنده مى‏شود.

با ديدن آن چهره ها ، آنها ترجيح دادند ، از مباهله اعلام انصراف كرده و حاضر به مصالحه و توافق شوند !!!

چنانكه آمد اين ماجرا، علاوه بر تفاسير شيعه، در اصلي ترين منابع حديثي اهل سنّت نيز آمده. [مطالعه بیشتر]

در اينجا فخر رازى (از علماي اهل سنت) سؤالي را در باره نزول آيه در حق اهل بيت (عليهم‏السلام) مطرح كرده كه : چگونه ممكن است منظور از ابناءنا {فرزندان ما} حسن و حسين (ع) باشد ، درحالى كه ابناء جمع است و جمع بر دو نفر گفته نمى‏شود ، و چگونه ممكن است نسائنا كه معنى جمع دارد تنها بر بانوى اسلام فاطمه (س) اطلاق گردد ؟ و اگر منظور از انفسنا تنها على (ع) است چرا به صيغه جمع آمده؟!

پاسخ : اولاًهمانطور كه آمد، اجماع علماى اسلام و احاديث فراوانى كه در بسيارى از منابع معروف و معتبر سنى و شيعه در زمينه ورود اين آيه در مورد اهل بيت (عليهم‏السلام) به ما رسيده است و در آنها تصريح شده پيغمبر (ص) غير از على (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسين (ع) كسى را به مباهله نياورد ، قرينه آشكارى براى تفسير آيه خواهد بود ، زيرا مى‏دانيم از جمله قرائنى كه آيات قرآن را تفسير مى‏كند روايات و شان نزول قطعي است .

بنابر اين ، ايراد مزبور تنها متوجه شيعه نمى‏شود ، بلكه دانشمندان اهل سنت هم بايد جوابگو باشند.

ثانياً - اطلاق صيغه جمع بر مفرد يا بر تثنيه تازگى ندارد ، و در قرآن و غير قرآن از ادبيات عرب، و حتى غير عرب اين معنى بسيار است .

توضيح : بسيار مى‏شود كه به هنگام بيان يك قانون ، يا تنظيم يك عهدنامه ، حكم به صورت كلى و به صيغه جمع آورده مى‏شود ، يك مثال عادّي مثلا در عقد اجاره اي ، صاحب خانه شرط ميكند كه در اين خانه فقط مستأجر به همراه همسر و فرزندانش(جمع) زندگي نمايد در حاليكه ممكن است مستأجر در حال حاضر اصلا فرزندي نداشته باشد يا تنها يك يا دو فرزند داشته باشد ، اين موضوع هيچگونه منافاتى با تنظيم قانون يا اجاره يا به صورت جمع ندارد .

به عبارت ديگر حضرت رسول(ص) موظف بود طبق قراردادى كه با نصاراى نجران بست، همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام كسانى را كه به منزله جان او بودند، همراه خود به مباهله ببرد ، ولى اينها مصداقى جز دو فرزند و يك زن و يك مرد نداشت .

اضافه بر اين در آيات قرآن موارد متعددى داريم كه عبارت به صورت صيغه جمع آمده اما مصداق آن منحصر به يك فرد بوده است : مثلا در همين سوره (آل عمران) آيه 173 آمده :

« الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ »

كسانى كه مردم به آنها گفتند دشمنان (براى حمله به شما) اجتماع كرده‏اند از آنها بترسيد .

در اين آيه منظور از الناس (مردم) طبق تصريح جمعى از مفسران فقط {نعيم بن مسعود} است كه از ابو سفيان اموالى گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشركان بترساند !

همچنين در آيه 181 آمده :

« لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء »

خداوند گفتار كسانى را كه مى‏گفتند : خدا فقير است و ما بى‏نيازيم (و لذا از ما مطالبه زكات كرده است) شنيد .

كه منظور از الذين در آيه به تصريح جمعى از مفسران فقط {حى بن اخطب يا فنحاص} است .

و البته گاهى اطلاق كلمه جمع بر مفرد به عنوان بزرگداشت نيز ديده مى‏شود ، همان طور كه در باره حضرت ابراهيم (ع) در آيه 120 سوره نحل آمده :

« اِنَّ اِبْراهِيمَ كانَ اُمَّةً قانِتاً لله » { ابراهيم (ع) امّتى بود خاضع ، در پيشگاه خدا }

كه در اينجا كلمه اُمّت ، كه اسم جمع است بر يك نفر ، اطلاق شده است .

آري در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها، گروه مباهله كننده پنج نفر بيشتر نبودند.

پنج نفري كه هر كدام يك ملت بودند

{ گفتني است اكنون، آن بياباني كه قرار بود در آنجا مباهله صورت بگيرد ، داخل در شهر مدينه گشته و در آنجا ، مسجدى به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده که تصویرش را می آوریم }

نماز دهه ذی الحجه

يكي از اعمال مهم در دهه اول ذي الحجه (خصوصا) براي كسانيكه توفيق حج را پيدا نكرده اند ، خواندن نماز دهه اول ذي الحجه است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده ميشود و شيوه آن :

دو ركعت است ، در هر ركعت بعد از حمد ، سوره توحيد (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) و بعد از آن آيه 142 سوره اعراف را خوانده میشود : « وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ »

 

و ما در اينجا تفسير اين آيه شريفه را، مي آوريم


تفسیر آیه 142 سوره اعراف (شماره 1) در اینجا

تفسیر آیه 142 سوره اعراف (شماره 2) در اینجا